داستان کوتاه پنجره ای است به روی شخصیت
به گزارش تلویزیون کالا از آثار منتشرشده مریم سلطانی، مترجم می توان به بار دروغ اثر خانم امیلی کارپنتر، سال 1398 اشاره نمود. همین طور رمان دریای زمستانی اثر سوزانا کرسلی که به وسیله نشر افق بی سرانجام منتشر شده است. به بهانه انتشار اثری تازه از او یعنی مجموعه داستان اقیانوس را نشانم بده اثر بابی آن مسون در نشر خزه، گفت وگوی کوتاهی فراروی شماست.
از نظر شما به اسم مترجم، ترجمه کردن داستان های کوتاهی از یک نویسنده با ترجمه رمان از همان نویسنده چه تفاوت هایی دارد؟
برای پاسخ به این سوال باید به چند تفاوت بین داستان کوتاه و رمان اشاره نمود. داستان کوتاه مثل پنجره ای است که به روی زندگی شخصیت یا شخصیت ها باز می گردد و خواننده می تواند برای مدت کوتاهی از این پنجره به اتفاق هایی که رخ می دهند، نگاه کند. با این شرح تعیین می گردد که داستان کوتاه، ماهیتی منفرد و تک واحدی دارد که با نقطه اوج داستان به خاتمه می رسد؛ اما برخلاف آن رمان ماهیتی کلان دارد که ذاتاً بر جمع و ترکیب، مبتنی و گاهی دارای چند نقطه اوج داستانی است. رمان به جزئیات هم توجه دارد؛ ولی داستان کوتاه کمتر به جزء توجه دارد. با توجه به این تفاوت ها، مترجم باید به این نکات توجه کند تا بتواند ترجمه ای مناسب ارائه دهد.ترجمه مجموعه داستان، مترجم را وارد چه چالش هایی از نظر ساختار جملات متنی می نماید؟ به عبارت دیگر از لحاظ دشواری یا سهولت، ترجمه رمان سخت تر است یا مجموعه داستان؟
مجموعه داستان معمولا دارای فحوای کلام فشرده تری است که این موضوع باعث می گردد مترجم در مقابل متن چالش بیشتری داشته باشد. اگر بین مجموعه داستان ها هم ارتباطی وجود داشته باشد، سختی این چالش دوچندان می گردد.
این اسم انتخاب ناشر بود یا از پیش خود نویسنده این اسم را انتخاب نموده بود و یا با هم فکری ناشر این انتخاب انجام شد؟
اسم اصلی این کتاب شایلو و چند داستان دیگر است که در ابتدا با نظر ناشر به اسامی دیگر فکر کردیم؛ سپس با پیشنهاد من و تایید ناشر به اقیانوس را نشانم بده تغییر کرد.داستان های این مجموعه، جوایز معتبر نظیر پن و ... دریافت نموده اند. جمع آوری آن ها در قالب یک کتاب، چه بازخوردی از سوی مخاطب و خواننده داشته است؟
وقتی داستان های این مجموعه برای اولین بار در نشریات منتشر شد، ریموند کارور، نویسنده نام آشنای حوزه داستان کوتاه در موردشان گفت: این داستان ها ماندگار خواهند شد.؛ و تقریبا دو دهه بعد، موقعی که این داستان ها قالب کتاب به خود گرفتند و مجموعه حاضر را شکل دادند، معلوم شد که پیش بینی کارور درست بوده است؛ تا بدان جا که این کتاب به فکر و خاطره دوستداران جدی ادبیات پیوست و توانست جایزه مهم و معتبر پن/ همینگوی را در سال 1983 به دست آورد؛ بعلاوه نامزد جایزه پن/فاکنر و جایزه ملی حلقه منتقدان کتاب شد و به لیست نهایی جایزه ملی کتاب هم راه یافت.
سبک نوشتاری کارور تا چه میزان به سبک بابی ان مسون نزدیک است؟
سبک کارور رئالیسم کثیف یا واقع گرایی کثیف است. این سبک مبتنی بر سادگی است و موقعیت هایی که در این داستان ها بوجود می آیند هم بر این اساس است . همان طور که از نامش پیداست، عناصر داستان واقعی هستند و تمرکز بیشتر به سمت روزمرگی است. شخصیت ها، به ویژه قهرمانان داستان، از شخصیت قهرمانانه بسیاری از روایت ها دور هستند. این قهرمانان، شخصیت هایی عادی دارند و گاهی دارای نقایصی هم هستند. فضای داستانی هم معمولا در یک محیط میانه اتفاق می افتد. این محیط برای این طراحی نشده است تا نکته ای اخلاقی را یادآور گردد؛ بلکه به این علت است که نشان دهد ادامه دادن زندگی به روشی عادی هم امکان پذیر است. با دانستن این شرحات بهتر می توان این شرایط را در آثار بابی ان مسون به خصوص در کتاب اقیانوس را نشانم بده مشاهده کرد و تأثیرپذیری او را از کارور پذیرفت.
خود شما در مقام مترجم به هنگام ترجمه، با کدام یک از داستان های کوتاه مجموعه ارتباط بیشتری برقرار کردید؟
به اسم مترجم از ترجمه تک تک داستان ها لذت بردم و همه را دوست دارم؛ اما اگر بخواهم به طور تعیین از یک یا دو داستان نام ببرم، با مراسم شامگاهی و ساکنان رو رهگذرها بیش از همه ارتباط برقرار کردم.
منبع: ایبنا - خبرگزاری کتاب ایران